![]() وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ و حق را به باطل درنياميزيد، و حقيقت را- با آنكه خود مىدانيد- كتمان نكنيد. سوره : بقرة آیه : 42
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
تیر 1388
خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آبان 1385 جستجو
پیوندها
بنیاد ایران شناسی
شورای گسترش زبان فارسی سازمان آموزش و پرورش فرهنگستان زبان و ادب پارسی لوح(ادبی) سید ابراهیم نبوی گل آقا احمد شاملو انجمن قلم ایران پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران تاریخ و فرهنگ ایران روز شمار تاریخ ایران سازمان میراث فرهنگی کشور تاریخ ادبیات کودکان کانون ادبیات ایران کجاست همنفسی ... اداره کل امور اداری بانک اطلاعات ایرانیان هفتان :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
سپاس معلم
جمهوریت خبرگزاری فردا خبرگزاری آینده اعلمی بنیاد باران خبرگزاری نو اندیش خبرگزاری فارس فیلتر شکن کانون صنفی معلمان ایران کانون صنفی معلمان تهران خاتمی خبر گزاری ایلنا روزنامه ی اعتماد خبرگزاری آفتاب تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
صریر
خر گیری
آن یکی در خانهای در میگریخت زرد رو و لب کبود و رنگ ریخت صاحب خانه بگفتش خیر هست که همی لرزد ترا چون پیر دست واقعه چونست چون بگریختی رنگ رخساره چنین چون ریختی گفت بهر سخرهی شاه حرون خر همیگیرند امروز از برون گفت میگیرند کو خر جان عم چون نهای خر رو ترا زین چیست غم گفت بس جدند و گرم اندر گرفت گر خرم گیرند هم نبود شگفت بهر خرگیری بر آوردند دست جدجد تمییز هم برخاستست چونک بیتمییزیانمان سرورند صاحب خر را به جای خر برند نیست شاه شهر ما بیهوده گیر هست تمییزش سمیعست و بصیر آدمی باش و ز خرگیران مترس خر نهای ای عیسی دوران مترس چرخ چارم هم ز نور تو پرست حاش لله که مقامت آخرست تو ز چرخ و اختران هم برتری گرچه بهر مصلحت در آخری میر آخر دیگر و خر دیگرست نه هر آنک اندر آخر شد خرست چه در افتادیم در دنبال خر از گلستان گوی و از گلهای تر از انار و از ترنج و شاخ سیب وز شراب و شاهدان بیحساب یا از آن دریا که موجش گوهرست گوهرش گوینده و بیناورست یا از آن مرغان که گلچین میکنند بیضهها زرین و سیمین میکنند یا از آن بازان که کبکان پرورند هم نگون اشکم هم استان میپرند نردبانهاییست پنهان در جهان پایه پایه تا عنان آسمان هر گره را نردبانی دیگرست هر روش را آسمانی دیگرست هر یکی از حال دیگر بیخبر ملک با پهنا و بیپایان و سر این در آن حیران که او از چیست خوش وآن درین خیره که حیرت چیستش صحن ارض الله واسع آمده هر درختی از زمینی سر زده بر درختان شکر گویان برگ و شاخ که زهی ملک و زهی عرصهی فراخ بلبلان گرد شکوفهی پر گره که از آنچ میخوری ما را بده این سخن پایان ندارد کن رجوع سوی آن روباه و شیر و سقم و جوع
دفتر پنجم مثنوی(مولانا)
بخشی از وصیت نامه ی دکتر شریعتی
دكتر علي شريعتي در وصيت نامهاش تاكيد كرده است: نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم. به مناسبت سي و دومين سالگرد درگذشت دكتر علي شريعتي بخش هايي از وصيت نامه وي بدين شرح منشر ميشود: خدا را سپاس میگزارم که عمر را به خواندن و نوشتن و گفتن گذراندم که بهترین"شغل" را در زندگی مبارزه برای آزادی مردم و نجات ملتم میدانستم و اگر این دست نداد بهترین شغل یک آدم خوب، معلمی است و نویسندگی و من از هیجده سالگی کارم، این هر دو. و عزیزترین و گرانترین ثروتی که میتوان به دست آورد، محبوب بودن و محبتی زاده ایمان، و من تنها اندوختهام این، و نسبت به کارم و شایستگیم، ثروتمند، و جز این، هیچ ندارم. و امیدوارم این میراث را فرزندانم نگاه دارند و این پول را به ربح دهند و ربای آن را بخورند که حلالترین لقمه است. و حماسهام این که کارم گفتن و نوشتن بود و یک کلمه را در پای خوکان نریختم. یک جمله را برای مصلحتی حرام نکردم و قلمم همیشه میان من و مردم در کار بود و جز دلم یا دماغم کسی را و چیزی را نمیشناخت و فخرم این که در برابر هر مقتدرتر از خودم متکبرترین بودم و در برابر هر ضعیفتر از خودم متواضعترین. و آخرین وصیتم، به نسل جوانی که وابسته آنم. و از آن میان به خصوص روشنفکران، و از این میان بالاخص شاگردانم که هیچوقت جوانان روشنفکر همچون امروز نمیتوانستهاند به سادگی مقامات حساس و موفقیتهای سنگین به دست آورند اما آنچه را در این معامله از دست میدهند بسیار گرانبها تر از آن چیزی است که به دست میآورند. و دیگر این سخن یک لا ادری فرنگی که در ماندن من سخت سهیم بودهاست که "شرافت مرد همچون بکارت یک زن است. اگر یک بار لکه دار شد دیگر هیچ چیز جبرانش را نمیتواند". و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد بردهایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاشهای ماست. و آخرین سخنم به آنها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی میکوبیدند، این که: دین چو منی گزاف و آسان نبود / روشن تر از ایمان من ایمان نبود // در دهر چو من یکی و آن هم کافر! / پس در همه دهر یک مسلمان نبود
شب است و چهره ی میهن سیاهه
شب است و چهره ی میهن سیاهه
نظام هماهنگ
نومید دلیر باشد و چیره زبان ای دوست چنان مکن که نومید شوم سخن اول نظام هماهنگ. نظام هماهنگ پرداخت قانونی است مبنی بر همانند سازی و هم ترازی در پرداخت عادلانه تر حقوق کارمندان دولت که در دوره ی ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و وزارت آقای نجفی کلید خورد . اکنون پس از گذشت 19 سال اجرای این قانون در آستانه ی بازنشستگی است . اما چرا این قانون به معنای واقعی اجرا نشده و یا نخواهد شد ؟ شاید ساده ترین و درعین حال پیچیده ترین پاسخ این پرسش دلایل اقتصادی و بودجه باشد . اگر اقتصاد شرط اجرا نشدن این قانون است چرا دولت در برنامه ی بودجه خود هزینه و بودجه لازم را لحاظنکرده.دولت هایی که خود مدعی ریشه کنی چپرنشینی وفراهم آوردن امکانات برایدورافتاده ترین روستاها هستند.چگونه است که این مشکل را نادیده می انگارند و به سادگی ازکنار آن می گذرند. دراین میان چگونه می توان واژه ی خدمت گذاری را صفتی مناسب برای دولت قرداد.آیا نمی توان با قسمتی از بودجه های کلان که گاهاً صرف سیاست های نادرست در قالب کمک به مردم پاکستان ،افغانستان ،عراق و... می شود مشکل بودجه ی اختصاصی به این قانون را مرتفع کرد؟ آیا این سئوال هم سیاسی است؟ آیا نمی توان با پول های کلانی که سالانه در کشور جابه جا می شود قسمتی ازاین مشکل را حل کرد ؟ باید از دولت پرسید شما که توان حل مشکل یک میلیون معلم را ندارید چگونه می توانید مشکل هفتاد میلیون ایرانی را حل کنید و ادعای حل بحران اقتصادی جهان را داشته باشید.؟ در نتیجه مشکل عدم اجرای نظام هماهنگ در بودجه نیست ، بلکه این مسأله می تواند سیاسی باشد.به یاد دارید که مجلس ششم به دلیل رویکرد سیاسی خود در اواخر عمر خود به بررسی نظام هماهنگ پرداخت که این امر محقق نشد .در پایان عمر دولت کنونی هم اجرای آن به تعویق افتاد و یا باید می افتاد.اما چرا ؟ به تعویق افتادن نظام پرداخت هماهنگ می تواند یک حربه ی انتخاباتی باشد به گونه ای که اجرای کامل آن منوط به ماندگاری دولت کنونی به سرکار یا تشکیل دولت دهم است .علی رغم ابلاغ مجلس، چرا دولت از اجرای آن سرباز می زند وسؤال اینجانب که به این تخلف آشکار دولت چه کسی رسیدگی خواهد کرد؟ با توجه به نگاه سیاسی دولت هرگونه اعتراض و انتقاد و حرکت صنفی از سوی معلمان سیاسی تلقی می شود و از آن جلو گیری می شود . دولتی که خود معلمان را وارد این بازی کرده است آنان را محکوم به سیاسی کاری می کند . پرسش اینجاست که اگر این قانون اجرا میشد باز معلمان دست به اعتصاب و تحصن می زدند؟ پاسخ روشن است بنابراین وارد کردن معلمان به این ماجرا دولت عمده ترین سهم را داشته است . زمانی که معلمان در دادگاه انقلاب محاکمه می شوند،چه نهادی باید به تخلف آشکار دولت رسیدگی کند . آنچه امروز بیشتر در بین معلمان عنوان می شود این است که نمی خواهند این قانون اجرا شود در صورتی که در گذشته صحبت از نمی توانند بود . سخن دوم مطالبات یا معوقات . مصالبات و معوقات واژه هایی هستند که هر سال با فرا رسیدن روز معلم تیتر روزنامه ها قرار می گیرد و رسانه ی ملی در بزرگ نمایی آن سهم بسزا دارد . برخی مردم پرداخت مطالبات را افزایش حقوق می دانند و معلمان را محکوم به زیاده خواهی می کنند . در صورتی که مطالبات حقوق پرداخت نشده ی آموزش و پرورش به معلمان است. عامیانه تر آن یعنی ((معلمان کار کرده اند اما دستمزد نگرفته اند )). جالب تر اینکه مسئولین به این واژه ها نیز رحم نمی کنند و پرداختن به موضوع مطالبات از پرسش های اساسی شانه خالی می کنند . این در حالی رخ می دهد که نپرداختن مطالبات و دستمزدها یک تخلف اداری است نه افتخار . در واقع مسئولین باید پاسخگو باشند که چرا دستمزد معلمان را به موقع پرداخت نمی کنند . سخن سوم آینده ی معلمان . آنچه از پس همه ی این دردها آشکار می شود این است که نه مسئولین نه مردم اعتقاد قلبی به تغییر در عرصه ی آموزش و پرورش ندارند . معلمان حتی از دید نزدیک ترین افراد به خود به عنوان یک عنصر بیکار و زیاده خواه تلقی می شوند . در بازی که دولت های گذشته و امروز به راه انداخته اند معلمان قربانی شده اند .گویی دستی در پس این سیاست ها پنهان است که نمی خواهد معلمان پیشرفت کنند . آنها به خوبی می دانند که رشد معلم یعنی آگاهی دانش آموز ،رشد دانش آموز یعنی کشوری پیشرفته و آزاد و چنین کشوری مساوی است با مرگ مافیای قدرت و ثروت . بنابراین راز ماندگاری سایه ها و ماموت های قدرت و ثروت عقب نگه داشتن مراکز فرهنگ و آموزش است و این همان چیزی است که امروز اتفاق می افتد . نگاه به آینده ی معلمان نگاهی کاملاً سیاسی است و اجرای نظام هماهنگ پایان ماجرای معلمان نیست . سخن آخر اینکه همه گروه ها و احزاب سیاسی و صنفی و دانشجویی ، مطبوعات و رسانه ها ،معلمان را تنها گذاشته اند .آنها هیچ گاه نخواستند که دردهای معلمان دیروزی که از آنان خواندن و نوشتن آموختند را بشنوند.معلمان امروز تنها هستند .
علی بهشتی نیا"صریر"
چرا نظام هماهنگ اجرا نمی شود؟ ( طنز )
خویشتن سیم و غلّه اندوزند دیگران را قناعت آموزند درباره نظام هماهنگ زیاد شنیده و خواهیم شنید چون "این رشته سر دراز دارد". اما چرا نظام هماهنگ اجرا نمی شود؟ برخی از مسئولین می گویند منظور ما از نظام هماهنگ ، پرداخت حقوق در یک تاریخ مشخص بوده است نه افزایش حقوق به عنوان مثال اگر تا حالا حقوق کارمندان بانک در بیست نهم هرماه و حقوق فرهنگیان در دوم هرماه واریز می شد از این به بعد با اجرای نظام هماهنگ حقوق کارمندان دولت کُمپلت ( complete همون کلاً خودمون) همه در تاریخ مشخص مثلاً در سی ام هر ماه پرداخت می شود . برخی مسئولین می گویند نظام هماهنگ همان افزایش و هماهنگی حقوق است و بودجه آن هم در نظر گرفته شده اما چون اعتبار آن با اسب و شتر جابه جا می شود در صورت وجود چاپارخانه و اسب تازه نفس تا رسیدن پول به استان های مختلف یک دوره ی چهارساله طول می کشد . برخی مسئولین می گویند اگر کارمندان به ویژه معلمان صبر کنند سهم بیشتری می برند. چون بسیاری از معلمان در آستانه ی اخراج شدن و استعفای اجباری و اختیاری هستند بنابراین سهم آنان بین سایر کارمندان تقسیم می شود. برخی می گویند برای اجرا شدن نظام هماهنگ همه چیز مهیاست فقط باید راههای مناسب برای اجرا شدن توسط وزارت راه و ترابری درست شود . برخی می گویند برای اجرا شدن نظام هماهنگ بودجه ی کافی نداریم باید این طرح دوباره توسط چینی ها بازنویسی شود تا برای دولت ارزان تمام شود و یا در صورت امکان کمی پول چینی وارد کنیم . برخی می گویند با توجه به سابقه ی نظام هماهنگ از دوره ی وزارت آقای نجفی تا به امروز اگر کارمندان چهار سال هم منتظر بمانند نظام هماهنگ بازنشسته می شود و کارمندان می توانند از مزایای بازنشستگی نظام هماهنگ استفاده کنند . برخی می گویند کارمندان باید صبر داشته باشند مگر قرآن و روایات اهل بیت شما را به صبر و شکیبایی دعوت نکرده است و یا مگر حضرت ایّوب که صبر کرد ضرر کرد . صبر انسان را به خدا نزدیک می کند. برخی می گویند در اجرا نشدن نظام هماهنگ آمریکایی ها و انگلیسی ها دست دارند و هنوز نظام،هماهنگ نشده و به نیروهای امنیتی بیشتری نیاز داریم. برخی هم می گویند نظام هماهنگ اسم شخصی است در فرقه ای خاص که در دوره ی وزارت نجفی از نظرها غایب شد با پایان عمر کارمندان و آخرالزمان ظهور خواهد کرد.
معلمان بخوانند(روز معلم)
۱۴پرسش برای ۱۲ اردی بهشت (تقدیم به آنهایی که از پاسداشت معلم فقط واژه ی تاکید را آموخته اند) 1. به نظر شما مشکل معیشتی و منزلتی معلمان در کجاست ؟ گزینه ی اول : پشت کوه قاف گزینه ی دوم : روی اجاق دارد سَر می رود گزینه ی سوم : یادم نمیاد زیر فرش بود یا زیر یخچال گزینه ی چهارم : پشت گوش برخی مسئولان
2. کدام گزینه درباره ی تاکید در جمله ی ((وزیر آموزش و پرورش بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان تاکید کرد))درست می باشد ؟ گزینه ی اول : تاکید یک از انواع قید است گزینه ی دوم : تاکید تکرار است گزینه ی سوم : تکرار یک صنعت ادبی است گزینه ی چهارم : جمله فوق یک جمله ی ادبی و شعر است
3. کدام گزینه ((بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان تاکید نمی کند)) گزینه ی اول : کلاه قرمزی و پسر خاله گزینه ی دوم : جومونگ گزینه ی سوم : مسعود شصت چی گزینه ی چهارم : یوگی و دوستان
4. کدام گزینه می تواند قدرت معلمان را نسبت به گذشته بیشتر کند ؟ گزینه ی اول : اسفناج گزینه ی دوم : ورزش صبحگاهی گزینه ی سوم : پودر دینه و انواع کراتین گزینه ی چهارم : شنا و بارفیکس
5. درباره ی جمله ی ((تاکید بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان و عمل به آن)) کدام گزینه درست است ؟ گزینه ی اول :مصداق آن مانند این جمله است که ثوابِ نیت جهاد برابر با عمل جهاد است گزینه ی دوم : نیّت افراد مهم است گزینه ی سوم : تاکید چون خوردن آب و عمل به آن چون دیدن پشت گوش است گزینه ی چهارم : تاکید از دهان خارج می شود و عمل جایی برای خارج شدن ندارد
6. ((تاکید بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان عمل نکردن به آن )) تا کی ؟ گزینه ی اول : تا پارسال گزینه ی دوم : فقط امسال گزینه ی سوم : تا وقت گل نی گزینه ی چهارم : تا هر کی
7. وظیفه ی رسانه هایی چون رادیو و تلوزیون در روز معلم چیست ؟ گزینه ی اول : اصولا رویکرد رسانه یک رویکرد ملی است و متعلق به گرو ه خاصی نیست گزینه ی دوم : پرداختن به آثار استاد شهید مطهری و پخش سرود ((ای مجاهد شهید مطهر...)) گزینه ی سوم : آموزش بچه ها برای احترام به معلم در برنامه های کودک مثل عمو پورنگ و خاله نرگس گزینه ی چهارم : پخش فیلم هایی چون اژدها وارد می شود یا خشم اژدها
8. اگر شما نماینده ی رسانه ی ملی بودید کدام گزینه را برای پرسش و پاسخ در روز معلم دعوت می کردید ؟ گزینه ی اول : بین مسئولین گل یا پوچ می انداختم گزینه ی دوم : یک کار بلد و مسلط به مسائل خاور میانه گزینه ی سوم : رئیس کمیسیون امنیت ملی گزینه ی چهارم : چوپان دروغگو را ورق می زدیم
9. به نظر شما محور برنامه های رسانه ی ملی در روز معلم چیست ؟ گزینه ی اول : محور و بردارهای کتاب ریاضیات سوم راهنمایی گزینه ی دوم : اصولاً محور رسانه ی ملی به هر سمتی می چرخد گزینه ی سوم :محور در رسانه خطی است فرضی که معلمان را از وسط به دوقسمت مساوی تقسیم میکند گزینه ی چهارم : پرداختن به دو محور عقب و جلو و تحول در صنعت خودرو
10.اگر شما یکی از مسئولان مرتبط با آموزش و پرورش بودید در روز معلم برای معلمان چه می کردید ؟ گزینه ی اول : در یکی از مدارس ابتدایی دخترانه تهران به طور اتفاقی حاضر می شدم و از مقام شامخ همه ی معلمان کشور قدر دانی می کردم گزینه ی دوم : شما چه کار می کردید ؟ گزینه ی سوم : برایشان تصمیم کبری می گرفتم گزینه ی چهارم : به طور رایگان آنها را حجامت می کردم و دندان عقلشان را می کشیدم
11.به طور کلی ۱۲ اردی بهشت چه روزی است ؟ گزینه ی اول : به طور کلی دوازده اردی بهشت است گزینه ی دوم : نهم اسفند است و روز حمایت از حقوق مصرف کنندگان گزینه ی سوم : : یک روز مانند روز های دیگر خدا که ۲۴ ساعت دارد و می گذرد گزینه ی چهارم : اول آوریل و روز جهانی دروغ و دروغگو است
12.به نظر شما کدام ذکر مسئولان در روز معلم ثواب بیشتری دارد ؟ گزینه ی اول : ۳٠ بار تاکید بر حل مشکل معیشتی معلمان گزینه ی دوم : ۳۳ بار تاکید بر پرداخت مطالبات معلمان گزینه ی سوم : ۳۴ بار تاکید بر مقام و منزلت معلمان گزینه ی چهارم :۵۰ بار تاکید بر معلمی شغل انبیاست، معلمی شغل انبیاست
13. اگر شما وزیر آموزش و پرورش بودید در روز معلم برای معلمان چه می گرفتید ؟ گزینه ی اول : رگ خوابشان را می گرفتم گزینه ی دوم : برایشان دستور می گرفتیم گزینه ی سوم : سر کارشان می گرفتم گزینه ی چهارم : برایشان قاقا می گرفتم
14 . پاسخ جای خالی کدام گزینه می باشد؟ (( تاکید بر ضرورت حل مشکل معیشتی و منزلتی معلمان ..............)) گزینه ی اول : هزینه ای ندارد گزینه ی دوم : یک جمله با احساسات نوستالوژیک و خاطره ای از سال های خیلی خیلی دور گزینه ی سوم : برای مسئولان واجب عینی است گزینه ی چهارم : حرفی است مشکل گشا که می توان آن را به صورت بسته بندی در کنار نخود و توت خشک به معلمان داد
خنده ها در گریه پنهان و کتیم گنچ در ویرانه ها جو ای حکیم (مولوی)
علی بهشتی نیا .(صریر)
معلمان ۳۰ روز کار می کنند
استدلالی از جنس استدلال برخی مسئولین و مردم برای معلمان. مطمئناً تا حالا بسیار پیش اومده که وقتی با دوستان و آشنایان درباره ی شغل بحث می کنید شما محکوم به کم کاری و حقوق زیاد می شوید .حتی گاهی هم خانواده با شما چنین برخوردی می کند . در این نوشته سعی می کنیم به دوستان مسئولینی که چنین استدلال هایی را مبنای کم کاری معلمان می دانند شیوه های جدیدی آموزش دهیم تا بدانند معلمان اصلاً کار نمی کنند و حقوقی که دریافت می کنند چگونه می تواند حرام باشد . برخی معتقدند معلمان ٩ ماه کار می کنند و ٣ ماه تابستان تعطیل هستند . برای آگاهی این دسته می گوییم که معلمان طبق قوانین آموزش و پرورش باید در هفته ٢٤ساعت کار کنند این یعنی ٤ روز در هفته که می توان این ٢٤ ساعت را به صورت ستونی گرفت یعنی ٢ روز در هفته . هرماه ٤ هفته دارد اگر این عدد را بر ٢ روز کاری هفته ضرب کنیم تعداد روز کاری معلمان در یک ماه عدد ٨ می شود پس تا اینجا معلمان ٢ روز در هفته و ٨ روز در ماه کار می کنند . گفتیم به نظر برخی معلمان ٩ ماه کار می کنند . حال اگر این عدد٩(٩ماه کاری معلمان)را در ٨ (تعداد روز کاری معلمان در ماه)ضرب کنیم عدد ٧۲ به دست می آید . با تمام این ضرب و جمع ها تا اینجا معلمان در ٩ماه ٧۲ روز کار می کنند. حال از این ٧۲ روز کاری یک ماه تعطیلات نوروز یعنی ٨ روز کاری را کم کنید ٦۴ روز کاری برای معلمان باقی می ماند. اگر به طور میانگین تعطیلات رسمی تقویم را ٦ روز در سال در نظر بگیریم و ۴روز بین التعطیلین (تعطیلات مصوب هیئت دولت )را به آن اضافه کنیم ١٠ روز تعطیل می شود که اگر مصادف باروز کاری همان معلم شود و اگر این عدد را از ٦۴ روز کاری کم کنیم تعداد روزهای کاری معلمان ۵۴ روز در سال می شود . شما یقین داشته باشید از این ۵۴ روز کاری حداقل ۴روز به تعطیلی سرما و یخبندان می خورد و تعداد روزهای کاری این معلم را به ۵٠ روز در سال کاهش می دهد. به طور طبیعی همان معلم ۵ روز در سال غیبت می کند و ۵ روز هم برای خودش جایگزین(البته رایگان) می فرستد این ١٠ روز را هم از روزهای کاری همان معلم کم کنید عدد به دست آمده ۴٠ است بنابراین ،این معلم ۴٠ روز در سال کار می کند . اگر میزان ساعات مراسم و جشن های مختلف و جلسات در مدرسه را در نظر بگیریم تقریباً ۲ روز می شود پس معلمان ٣٨ روز کار می کنند. حال در این مقال نمی توان سایر موارد چون زنگ های تفریح،نماز،استفاده ی معلمان از سرویس بهداشتی ،وقت گذرانی و گپ زدن هنگام بالا رفتن از پله ها،زمان برپا و برجای دانش آموزان و حضور و غیاب را محاسبه کرد . این امر را به متخصصان و کارشناسان عرصه ی آموزش و پرورش واگذار می کنیم تا انشاءالله با دقت بیشتری محاسبه کنند که فعل حرامی صورت نگیرد. در پایان ما نیز به رسم دوستان ٣٨ روز کاری را به نفع مردم بی دفاع عراق گرد می کنیم تا تعداد روزهای کاری معلمان در سال به عدد ٣٠برسد . حال می بینید که معلمان ٣٠ روز کار می کنند و حقوق یک سال را می گیرند . خلاصه مطلب به شکل ریاضی . اعداد قرمز روز کاری . اعداد آبی تعطیلات. ۲ (روز ستونی کار معلمان در هفته)*۴(تعداد هفته در ماه)*٩(ماه تحصیلی)=٧۲(روز کاری در ۹ ماه) ٧۲ (روز کاری)– (روز کاری تعطیل در نوروز)- ٦(تعطیلات رسمی تقویم)- ٤(بین التعطیلین)- ۴(تعطیلات یخبندان)- ١٠(روز غیبت معلم و فرستادن جایگزین)- ۲(جشن و مراسم)= ٣٨ (روز کاری) که اگر گرد شود می شود= ٣٠(روز کاری واقعی)
ع.ب "صریر"
داستان واقعی
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن ها را به يك اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امكان نداشت. مخصوصاً اين كه پسر كوچكى در رديف جلوى كلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد كه خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين كلاس بود. هميشه لباس هاى كثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه كرد. يكسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد كه من در عمرم داشته ام.
تقویم ضرغامی
۱.با توجه به رویکرد صدا سیما در نوروز ۸۸ ساعت دقیق تحویل سال چه زمانی بود؟ گزینه ی اول : نمی دانم گزینه ی دوم : حول و حوش ساعت 3 تا 4 گزینه ی سوم : فقط می دانم صبح نبود گزینه ی چهارم : فکر کنم مصادف با اول محرم باشه 2.علت پخش نشدن مارش تحویل سال در نوروز امسال چه بود ؟ گزینه ی اول : مسئولین سورنا زن و دهل زن پیدا نکرده بودند گزینه ی دوم : غنا حرام است گزینه ی سوم : عید ما عید قربان است نه نوروز گزینه ی چهارم : پخش شد چون برنامه زنده بود زمان میبره تا صدا از تو سیما بره تو تیرهای برق بعد بره تو خونه ها دو سه روزی طول میکشه ۳.اساس تقویم در صدا و سیما برای تحویل سال چیست ؟ گزینه ی اول : تقویم جلالی گزینه ی دوم : تقویم ضرغامی گزینه ی سوم : سر رسید گزینه ی چهارم : نظر مسئولین و اجماع آنها تعیین می کند ۴. چه رابطه ی بین زیارت حرم امام رضا(ع)و حضرت معصومه(س)در تلوزیون با مردم است ؟ گزینه ی اول : ثواب زورکی دارد چون عوض کردن کانال گناه است گزینه ی دوم : رابطه معنوی دارد گزینه ی سوم : وقتی می شود از تلوزیون زیارت کرد لابد از همان جا هم می توان به صدا و سیما انتقاد کرد گزینه ی چهارم : رابطه اش این است که از تلوزیون پخش می شود مردم از خانه نگاه می کنند ۵.ننگین ترین قرداد در تاریخ ایران کدام گزینه است ؟ گزینه ی اول : قرارداد دارسی گزینه ی دوم : قرارداد صدا و سیما با چارلی چاپلین گزینه ی سوم : قرارداد شبکه ی ۲ با بروس لی گزینه ی چهارم : قرارداد صدا و سیما با خودش ۶.به نظر شما شبکه های تلوزیونی فیلم های خود را از کجا می آورند؟ گزینه ی اول : از آنجا گزینه ی دوم : از کلوپ جواد اینا گزینه ی سوم : از همان جایی که مردم می آورند گزینه ی چهارم : وقتی مدیران شبکه دکمه ی چهارم پیراهن خود را باز کنند حتما تو لباسشون سی دی پیدا میشه ۷.علت تکرار فیلم های سینمایی و برنامه ها از صدا و سیما چیست ؟ گزینه ی اول : چون دفعه ی دومی که شما فیلم را می بینید دگر آن انسان قبلی نیستید گزینه ی دوم : تکرار یک صنعت ادبی است بنابراین کار صدا و سیما یک کار ادبی و فرهنگی است گزینه ی سوم : تکرار ماندگاری را در ذهن انسان بیشتر می کند گزینه ی چهارم : مردم چون بیکارن ممکن است معتاد شوند بنابراین تکرار و مشغول شدن به آن بهتر از معتاد شدن مردم است ۸.وظیفه ی مردم بعد از نوروز در قبال صدا و سیما چیست ؟ گزینه ی اول : وظیفه ای ندارند بروند سر کارشون گزینه ی دوم : در یک گزارش یا نظر سنجی از تحولات جدید در صدا و سیما تشکر کنند گزینه ی سوم : یک ماهواره تهیه کنند گزینه ی چهارم : بنشینند در خانه و با واحدی به سفرهای استانی بروند ۹.پخش چارلی چاپلین و بروس لی تا کی ؟ گزینه ی اول : تا بی نهایت گزینه ی دوم : تا وقتی فیلم ها فاسد بشه گزینه ی سوم : تا هر کی گزینه ی چهارم : تا وقتی پشت گوشتان را ببینید ۱۰. صدا سیما چه جایی است ؟ گزینه ی اول : جای خوبی است گزینه ی دوم : یک جایی پر از سی دی خام و دستگاه پخش دی وی دی گزینه ی سوم : جایی مثل کلوپ جواد اینا گزینه ی چهارم : محل تولید اجباری احساسات نوستالوژی ۱۱. بهترین و بی نقص ترین گزینه در صدا و سیما از نظر شما کدام است؟ گزینه ی اول : تلوزیون گزینه ی دوم : تلوزیون گزینه ی سوم : تلوزیون گزینه ی چهارم : تلوزیون
(ع.ب.صریر)
بهار 88
یادتون تا همین دیروز می گفتین همین فردا ، از همین فردا دیگه دروغ نمی گم ؛از همین فردا آدم دیگه ای میشم ؛و ازهمین فرداهای دیگه ای که اومد و گذشت و تغییری نکردیم . بیایید این فردا برای ما فردای همیشگی باشه که آرزو داشتیم شاید این آخرین فرصت من و شما باشه .آره عزیزم ! بهار بهانه ی خوبی برای خانه تکانی دل هاست ، اگر دل های قشنگ من و شما کمی زنگار گرفته نو شدن روزها،طبیعت دلیل قشنگ و بزرگی برای تغییر و تحویل دلها ست. هرچند در طول سال فرصت هایی برای گرد روبی از دل فراهم میشه اما هیچ کدوم به این زیبایی و بزرگی نیست . با اومدن بهار میشه دوباره تصمیم خوب بودن رو گرفت . بهار مثل تولد یک نوزاد پاک و صمیمیِ بنابراین اجازه بدید تولد دوباره ی شما در بهار طبیعت رو تبریک بگیم . بیایید فرصت نیک بودن را از دست ندهیم .این سخن زرتشت یعنی ((گفتار نیک ،کردار نیک،پندار نیک))را که امام سجاد (ع) هم بر اون تاکید داشت سرلوحه ی کارامون قرار بدیم .لحظه ی تحویل سال که دعای قشنگ تحویل رو می خونید همه برا هم دعا کنیم . همیشه سبز و بهاری باشید و زندگی شما همراه با مهربانی محبت باشه که انسان بنده ی نیکی و محبت . ع.ب
|