![]() وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ و حق را به باطل درنياميزيد، و حقيقت را- با آنكه خود مىدانيد- كتمان نكنيد. سوره : بقرة آیه : 42
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آبان 1385 جستجو
پیوندها
بنیاد ایران شناسی
شورای گسترش زبان فارسی سازمان آموزش و پرورش فرهنگستان زبان و ادب پارسی لوح(ادبی) سید ابراهیم نبوی گل آقا احمد شاملو انجمن قلم ایران پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران لغت نامه دهخدا روز شمار تاریخ ایران سازمان میراث فرهنگی کشور تاریخ ادبیات کودکان کانون ادبیات ایران کجاست همنفسی ... اداره کل امور اداری بانک اطلاعات ایرانیان هفتان :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
سپاس معلم(اخبار سبز ایران)
سایت نوروز تابناک خبرگزاری آینده اعلمی بنیاد باران خبرگزاری نو اندیش خبرگزاری فارس فیلتر شکن کانون صنفی معلمان ایران کانون صنفی معلمان تهران خاتمی خبر گزاری ایلنا روزنامه ی اعتماد خبرگزاری آفتاب تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
صریر
جبران خلیل جبرا ن
* جبران خلیل جبرا ن ( 1931-1883) , نویسنده شاعر ونقاش پرآوازه لبنانی که بیشتر زندگی اش را در آمریکا گذراند, بیگمان در شمار چنین انسانهایی است او که نوشته هایش - بوﻴﮋه کتاب «پیامبر» ا و – تا بیش از 50 سال در رده پرفروشترین کتابهای جهان به شمار می آمدند ٫ نزدیک جنگهای «سدر مقدس» لبنان ٫ در روستای بشری دیده به جهان گشود ودر 11 سالگی همراه خانوادهاش با تاب آوردن سختیهای فراوان و از راه دریا به آمریکا رخت کشیده و در گوشه فقیر نشین چینیها ی بوستون نشیمن گزید. جبران در شانرده سالگی و پس از آنکه در دبستانهای بوستون آموزش گرفت و بخصوص در نگار گری از خود نبوغ چشمگیری نشان داد به لبنان باز گشت و در دانشکده فلسفه بیروت نام نویسی کرد . پس از چند سال , برای پیگیری آموخته های هنری اش به پاریس رفته و و در آنجا شیفته کارهای «رودن» نقاش و پیکره ساز بزرگ فرانسوی شد و در نگارگری و نویسندگی مهارتهایی بدست آورد و دیری نپایید که نقاشیهایش به نمایشگاههای بزرگ جهان راه یافته و او را در رده نگار گران نامداری چون رودن فرانسوی و ویلیام بلیک انگلیسی جای دادند. پس از سه سال ٫ او از فرانسه به آمریکا باز گشت و نوشته هایش را در نشریات و انجمن های ادبی آمریکا به چاپ رساند . این نویسنده توانا در زندگی خود نزدیک به 18 کار ارزشمند ادبی به یادگار نهاد و در آنها ﮋرفترین اندیشه های فلسفی و پر جوش و خروشترین احساسات شاعرانه و لطیف خویش را پیش گرفت . خلیل جبران در جوانی وزمانی که در لبنان بود ٫ دلباخته دختری زیبا شد ٫ اما پدر و مادر دختر ٫ از آنجا که او تهیدست بود ٫ او را به دامادی خود نپذیرفتند . پس از چندی جبران دلباخته ژوزفین پیبادی ٫شاعره گمنام بوستونی شد ٫ اما او نیز از بهر تنگدستی او پیشنهاد ازدواجش را رد میکند و خود با مرد دیگری ازدواج میکند . بعدها جبران با ماری هسکل آشنا شد که ده سال از او بزرگتر بود و با ویرایش کارهای ادبی او و پشتیبانیها و دلگرمیسازیهایش دل او را ربود. اما ماری نیز پیشنهاد ازدواج جبران را به سبب اختلاف سنی زیادشان رد کرد . جبران همواره بیم داشت که نقش ماری ٫ در پشتیبانی مالی او ٫پیوند روحی میان آنها را کدر سازد و آندو پیوسته درباره دشواریهای مالی و ازدواج و مسائل دیگریبا هم بگو مگو داشتند . سرانجام ماری نیز با مرد دیگری ازدواج کرد ٫ اما تا 17 سال با خلیل جبران پیوند نامه نگاری داشت و همواره پشتیبان و الهامبخش کارهای او بود . در سال 1923 جبران نامه نگاری نزدیکی را با زن نویسنده عربی به نام «می زیاده»آغاز کرد .بعدها می قهرمان نوشته های جبران شد و در پایه ویراستار و همدم دوردست او ٫ در زندگی اش نقش بزرگی بازی کرد ٫ اما جبران بیمارتر و فقیرتر از آن بود که برای ازدواج با او به لبنان باز گردد . خلیل جبران سرانجام در سال 1931 از بیماری قلبی در نیویورک در گذشتو پیکرش با بزرگداشت بسیار در زادگاهش به خاک سپرده شد. عشق هر چه بیشتر باشد به زبان آوردنش سختر است. زمانی که اندوهگین هستید دل خود را باز نگرید ٫ خواهید دید درست بر آنچه که مایه ی شادمانیتان بوده است ٫ اشک میریزید. «جبران خلیل». دریغ بر ملتی که لباسی رابر تن می کنند که خود نمی بافند ،نانی را می خورند که خود درو نمی کنند ،شرابی را می نوشند که از چرخشت او جاری نمی گردد. دریغ بر ملتی که زور مدار را چون قهرمانی تشویق می کنند و سلطه جویی پر ابهت را عطا بخش می انگارند . دریغ بر ملتی که در رویای خویش خواهش را خوار می شمرد ،اما در بیداری تسلیمش می شود . دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد ،مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام برمی دارد ،خود را نمی ستاید مگر در میان ویرانه هایش ،وعصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار دارد . دریغ بر ملتی که سیاستمدارش روباه است ،فیلسوفش شعبده باز وهنرش هنر وصله کاری وتقلید. دریغ بر ملتی که با شیپور به استقبال حاکم تازه اش میرود،وباهو کردن بدرقه اش میکند ،تنها به خاطر اینکه با شیپور به استقبال دیگری برود. دریغ بر ملتی که که فرزانگانش در اثر پیری گنگند ومردان شجاعش در گهواره . دریغ بر ملتی که پاره پاره شده است وهر پاره خود را ملتی میداند. جبران خلیل جبران
دانستنی هائی که هر ايرانی بايد بداند و به ديگران بياموزاند.
دانستنی هائی که هر ايرانی بايد بداند و به ديگران بياموزاند. آيا ميدانيد که آئين زرتشت نخستين انقلاب انسانگرايی و آزاديخواهی در تاريخ بود. تمام نوشتارهای تاريخی نشان ميدهد که چه اندازه اين انقلاب جهان را به پيش کشاند و چه اندازه بر فرهنگ جهانی تاثير گزاشت . ( ژک دوشن گيمن : پاسخ غرب به زرتشت, اکسفورد 1958 : ر.م افنان : تاثير زرتشت بر انديشه يونان: نيويورک 1965 : ژ. فرل: تاثير زرتشت و انديشه زرتشت بر فرهنگ غرب، سيدنی 1977 )؛ کاردينال کونيگ، اسقف بزرگ وين؛ تاثير زرتشت در جهان؛ بروکسل1976) آيا ميدانيد که « تحولی که زرتشت در فرهنگ ايران به وجود آورد زنهای ايرانی را در تمام زمينه ها هم تراز مردان کرد و زنها از چنان آزادی برخوردار شدند که مانند آنرا در هيچ جايی از دنيای باستان نميتوان يافت. درآن زمان يونانيها با زنان خود مانند برده رفتار ميکردند و ارستو ميگفت زن نميتواند روح داشته باشد. ( پل دو بروی: تاريخ فلسفه زرتشت، پاريس 1984 رويه 110 آيا ميدانيد که هيچ صفحه ا ی از کتابهای تاريخ نميتواند گواه دهد که يک نفر بزور به انديشه زرتشت وارد شده باشد. اگر جز اين بود زمانی که ايرانيان امپراتوری جهانی درست کرده بودند، يونان و هند و مصر و تمام خاور ميانه و نيمی از آفريقا زرتشتی شده بودند. ( پل دو بروی: تاريخ فلسفه زرتشت، پاريس 1984 رويه 114) آيا ميدانيد کهدر فرمان آزادی کورش (قانون حقوق بشر). که 2541 سال پيش با خط ميخی روی استوانه بزرگی نوشته شده و امروز در موزه لندن است، اين جمله ها آمده اند0 « انسانها آزادند که هر خدايی را که دلخواه آنها است بپرستند، آنها آزادند که در کشور دلخواه خويش زندگی کنند، همگی بايد در آرامش و صلح زندگی نمايند.....». ( و. ايلرز : ترجمه استوانه کورش از خط ميخی، 1974 : ي. کيله: تفسير نوشتار استوانه کورش، 1973 ) . آيا ميدانيد که پس از آزادی يهوديان از اسارت بابل بوسيله کوروش بزرگ، ساختن معبد اورشليم بوسيله داريوش و جمع آوری تورات بوسيله خشايارشاه، سه پادشاه زرتشتی ايران، پيامبران يهودی همچون ايسايی، ژرمی، ازقيل ودانيل، کورش بزرگ را در تورات « فرستاده خدا و پيام آور آزادی» خواندند. (ژرار ايزرايل: کورش بزرگ، پاريس 1987) منبع : http://www.gatha.org/persian
به قدر فهم تو...
دریغ بر ملتی که.....
دریغ بر ملتی که........ ادامه مطلب
حسرت همیشگی
|