تبليغاتX
صریر
صریر
معلمان ۳۰ روز کار می کنند

استدلالی از جنس استدلال برخی مسئولین و مردم برای معلمان.

مطمئناً تا حالا بسیار پیش اومده که وقتی با دوستان و آشنایان درباره ی شغل بحث می کنید شما محکوم به کم کاری و حقوق زیاد می شوید .حتی گاهی هم خانواده با شما چنین برخوردی می کند . در این نوشته سعی می کنیم به دوستان مسئولینی که چنین استدلال هایی را مبنای کم کاری معلمان می دانند شیوه های جدیدی آموزش دهیم تا بدانند معلمان اصلاً کار نمی کنند و حقوقی که دریافت می کنند چگونه می تواند حرام باشد .

برخی معتقدند معلمان ٩ ماه کار می کنند و ٣ ماه تابستان تعطیل هستند . برای آگاهی این دسته می گوییم که معلمان طبق قوانین آموزش و پرورش باید در هفته ٢٤ساعت کار کنند این یعنی ٤ روز در هفته که می توان این ٢٤ ساعت را به صورت ستونی گرفت یعنی ٢ روز در هفته . هرماه ٤ هفته دارد اگر این عدد را بر ٢ روز کاری هفته ضرب کنیم تعداد روز کاری معلمان در یک ماه عدد ٨ می شود پس تا اینجا معلمان ٢ روز در هفته و ٨ روز در ماه کار می کنند .

گفتیم به نظر برخی معلمان ٩ ماه کار می کنند . حال اگر این عدد٩(٩ماه کاری معلمان)را در ٨ (تعداد روز کاری معلمان در ماه)ضرب کنیم عدد ٧۲ به دست می آید . با تمام این ضرب و جمع ها تا اینجا معلمان در ٩ماه ٧۲ روز کار می کنند.

حال از این ٧۲ روز کاری یک ماه تعطیلات نوروز یعنی ٨ روز کاری را کم کنید ٦۴ روز کاری برای معلمان باقی می ماند.

اگر به طور میانگین تعطیلات رسمی تقویم را ٦ روز در سال در نظر بگیریم و ۴روز بین التعطیلین (تعطیلات مصوب هیئت دولت )را به آن اضافه کنیم ١٠ روز تعطیل می شود که اگر مصادف باروز کاری همان معلم شود و اگر این عدد را از ٦۴ روز کاری کم کنیم تعداد روزهای کاری معلمان ۵۴ روز در سال می شود .

شما یقین داشته باشید از این ۵۴ روز کاری حداقل ۴روز به تعطیلی سرما و یخبندان می خورد و تعداد روزهای کاری این معلم را به ۵٠ روز در سال کاهش می دهد.

به طور طبیعی همان معلم ۵ روز در سال غیبت می کند و ۵ روز هم برای خودش جایگزین(البته رایگان) می فرستد این ١٠ روز را هم از روزهای کاری همان معلم کم کنید عدد به دست آمده ۴٠ است بنابراین ،این معلم ۴٠ روز در سال کار می کند .

اگر میزان ساعات مراسم و جشن های مختلف و جلسات در مدرسه را در نظر بگیریم تقریباً ۲ روز می شود پس معلمان ٣٨ روز کار می کنند.

حال در این مقال نمی توان سایر موارد چون زنگ های تفریح،نماز،استفاده ی معلمان از سرویس بهداشتی ،وقت گذرانی و گپ زدن هنگام بالا رفتن از پله ها،زمان برپا و برجای دانش آموزان و حضور و غیاب را محاسبه کرد . این امر را به متخصصان و کارشناسان عرصه ی آموزش و پرورش واگذار می کنیم تا انشاءالله با دقت بیشتری محاسبه کنند که فعل حرامی صورت نگیرد.

در پایان ما نیز به رسم دوستان ٣٨ روز کاری را به نفع مردم بی دفاع عراق گرد می کنیم تا تعداد روزهای کاری معلمان در سال به عدد ٣٠برسد . حال می بینید که معلمان ٣٠ روز کار می کنند و حقوق یک سال را می گیرند .

خلاصه مطلب به شکل ریاضی .

اعداد قرمز روز کاری .

اعداد آبی تعطیلات.

۲ (روز ستونی کار معلمان در هفته)*۴(تعداد هفته در ماه)*٩(ماه تحصیلی)=٧۲(روز کاری در ۹ ماه)

٧۲ (روز کاری)– (روز کاری تعطیل در نوروز)- ٦(تعطیلات رسمی تقویم)- ٤(بین التعطیلین)- ۴(تعطیلات یخبندان)- ١٠(روز غیبت معلم و فرستادن جایگزین)- ۲(جشن و مراسم)= ٣٨ (روز کاری) که اگر گرد شود می شود= ٣٠(روز کاری واقعی)

ع.ب "صریر"

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/01/28 ساعت |

داستان واقعی

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن ها را به يك اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امكان نداشت. مخصوصاً اين كه پسر كوچكى در رديف جلوى كلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد كه خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين كلاس بود. هميشه لباس هاى كثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي رسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه كرد.
امسال كه دوباره تدى در كلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند كمكش كند.

معلّم كلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تكاليفش را خيلى خوب انجام مي دهد و رفتار خوبى دارد. "رضايت كامل".

معلّم كلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همكلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش كه در خانه بسترى است دچار مشكل روحى است.

معلّم كلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي كند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نكند او به زودى با مشكل روبرو خواهد شد.

معلّم كلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها كرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمي دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در كلاس خوابش مي برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشكل او پى برد و از اين كه دير به فكر افتاده بود خود را نكوهش كرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در كاغذ كادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى كه داخل يك كاغذ معمولى و به شكل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سركلاس باز كرد. وقتى بسته تدى را باز كرد يك دستبند كهنه كه چند نگينش افتاده بود و يك شيشه عطر كه سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى كلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع كرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند كرد. سپس آن را همانجا به دست كرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر كرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه كرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در كنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش "زندگي" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژه اى نيز به تدى مي كرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي كرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يكى از با هوش ترين بچه هاى كلاس شد و خانم تامپسون با وجودى كه به دروغ گفته بود كه همه را به يك اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترين دانش آموزش شده بود.

يكسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت كرد كه در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد كه من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود كه دبيرستان را تمام كرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود كه شما همچنان بهترين معلمى هستيد كه در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت كرد كه در آن تدى نوشته بود با وجودى كه روزگار سختى داشته است امّا دانشكده را رها نكرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصيل مي شود. باز هم تأكيد كرده بود كه خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود كه پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين كار را كرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب كرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه كمى طولاني تر شده بود: دكتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود كه با دخترى آشنا شده و مي خواهند با هم ازدواج كنند. او توضيح داده بود كه پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش كرده بود اگر موافقت كند در مراسم عروسى در كليسا، در محلى كه معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چكار كرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست كرد و علاوه بر آن، يك شيشه از همان عطرى كه تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در كليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از اين كه به من اعتماد كرديد از شما متشكرم. به خاطر اين كه باعث شديد من احساس كنم كه آدم مهمى هستم از شما متشكرم. و از همه بالاتر به خاطر اين كه به من نشان داديد كه مي توانم تغيير كنم از شما متشكرم.

خانم تامپسون كه اشك در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه مي كنى. اين تو بودى كه به من آموختى كه مي توانم تغيير كنم. من قبل از آن روزى كه تو بيرون مدرسه با من صحبت كردى، بلد نبودم چگونه تدريس كنم.

بد نيست بدانيد كه تدى استودارد هم اكنون در دانشگاه آيوا يك استاد برجسته پزشكى است و بخش سرطان دانشكده پزشكى اين دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است!

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/01/14 ساعت |

تقویم ضرغامی

 ۱.با توجه به رویکرد صدا سیما در نوروز ۸۸ ساعت دقیق تحویل سال چه زمانی بود؟

گزینه ی اول : نمی دانم

گزینه ی دوم : حول و حوش ساعت 3 تا 4

گزینه ی سوم : فقط می دانم صبح نبود

گزینه ی چهارم : فکر کنم مصادف با اول محرم  باشه

 2.علت پخش نشدن مارش تحویل سال در نوروز امسال چه  بود ؟

گزینه ی اول : مسئولین سورنا زن و دهل زن پیدا نکرده بودند

گزینه ی دوم : غنا حرام است

گزینه ی سوم : عید ما عید قربان است نه نوروز

گزینه ی چهارم : پخش شد چون برنامه زنده بود زمان میبره تا صدا از تو سیما بره تو تیرهای برق بعد بره تو خونه ها دو سه روزی طول میکشه

 ۳.اساس تقویم در صدا و سیما برای تحویل سال چیست ؟

گزینه ی اول : تقویم جلالی

گزینه ی دوم : تقویم ضرغامی

گزینه ی سوم : سر رسید

گزینه ی چهارم : نظر مسئولین و اجماع آنها تعیین می کند

 ۴. چه رابطه ی بین زیارت حرم امام رضا(ع)و حضرت معصومه(س)در تلوزیون با مردم است ؟

گزینه ی اول : ثواب زورکی دارد چون عوض کردن کانال گناه است

گزینه ی دوم : رابطه معنوی دارد

گزینه ی سوم : وقتی می شود از تلوزیون زیارت کرد لابد از همان جا هم می توان به صدا و سیما انتقاد کرد

گزینه ی چهارم : رابطه اش این است که از تلوزیون پخش می شود مردم از خانه نگاه می کنند

 ۵.ننگین ترین قرداد در تاریخ ایران کدام گزینه است ؟

 گزینه ی اول : قرارداد دارسی

گزینه ی دوم : قرارداد صدا و سیما با چارلی چاپلین

گزینه ی سوم : قرارداد شبکه ی ۲ با بروس لی

گزینه ی چهارم : قرارداد صدا و سیما با خودش

 ۶.به نظر شما شبکه های تلوزیونی فیلم های خود را از کجا می آورند؟

گزینه ی اول : از آنجا

گزینه ی دوم : از کلوپ جواد اینا

گزینه ی سوم : از همان جایی که مردم می آورند

گزینه ی چهارم : وقتی مدیران شبکه دکمه ی چهارم پیراهن خود را باز کنند حتما تو لباسشون سی دی پیدا میشه

 ۷.علت تکرار فیلم های سینمایی و برنامه ها از صدا و سیما چیست ؟

گزینه ی اول : چون دفعه ی دومی که شما فیلم را می بینید دگر آن  انسان قبلی نیستید

گزینه ی دوم : تکرار یک صنعت ادبی است بنابراین کار صدا و سیما یک کار ادبی و فرهنگی است

گزینه ی سوم : تکرار ماندگاری را در ذهن انسان بیشتر می کند

گزینه ی چهارم : مردم چون بیکارن ممکن است معتاد شوند بنابراین تکرار و مشغول شدن به آن بهتر از معتاد شدن مردم است

 ۸.وظیفه ی مردم بعد از نوروز در قبال صدا و سیما چیست ؟

گزینه ی اول : وظیفه ای ندارند بروند سر کارشون

گزینه ی دوم : در یک گزارش یا نظر سنجی از تحولات جدید در صدا و سیما تشکر کنند

گزینه ی سوم : یک ماهواره تهیه کنند

گزینه ی چهارم : بنشینند در خانه و با واحدی به سفرهای استانی بروند

 ۹.پخش چارلی چاپلین و بروس لی تا کی ؟

گزینه ی اول : تا بی نهایت

گزینه ی دوم : تا وقتی فیلم ها فاسد بشه

گزینه ی سوم : تا هر کی

گزینه ی چهارم : تا وقتی پشت گوشتان را ببینید

 ۱۰. صدا سیما چه جایی است ؟

گزینه ی اول : جای خوبی است

گزینه ی دوم : یک جایی پر از سی دی خام و دستگاه پخش دی وی دی

گزینه ی سوم : جایی مثل کلوپ جواد اینا

گزینه ی چهارم : محل تولید اجباری احساسات نوستالوژی

 ۱۱. بهترین و بی نقص ترین گزینه در صدا و سیما از نظر شما کدام است؟

گزینه ی اول : تلوزیون 

گزینه ی دوم : تلوزیون 

گزینه ی سوم : تلوزیون

گزینه ی چهارم : تلوزیون

 

                                                            (ع.ب.صریر)

 

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/01/07 ساعت |