تبليغاتX
صریر
صریر
دبیرستان ماندگار مروی واگذار شد.

مهر: دبیرستان ماندگار مروی به ازای یک میلیارد و 200 میلیون تومان به مدرسه مروی واگذار شد.

قائم مقام آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه دبیرستان مروی طبق یک ضابطه قانونی و ابلاغ ریاست جمهوری باید به موقوفه مروی واگذار شود گفت: این دستور به شماره پرونده 246935 در یکم اسفند 1387 توسط "پرویز داوودی" معاون اول رئیس جمهور به آموزش و پرورش شهر تهران ابلاغ شد.

علی اکبر حامدی ادامه داد: هیئت دولت بنا به پیشنهاد وزارت دادگستری به استناد تبصره 5 ماده 69 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب سال 1380 اذعان کرده که این مدرسه باید به حوزه علمیه مروی واگذارشود.

دبیرستان ماندگار مروی با مساحتی حدود 7 هزار متر در کوچ مروی در خیابان ناصرخسرو تهران واقع شده است و دومین مدرسه نوین ایرانی بعد از دارالفنون است که در حوالی سال 1314 هجری شمسی توسط رضاخان ساخته شد.

حامدی با تاکید براینکه مسئولان آموزش و پرورش شهر تهران اصلا دوست ندارند که یک متر از فضای آموزشی خود را در اختیار دیگران قرار دهند گفت: اما ما مجری قانون هستیم و به همین دلیل یک میلیارد و 200 میلیون تومان را دریافت کرده و با آن در منطقه 18 تهران مدرسه ای با استخر خریده ایم و در واقع آن را تبدیل به احسن کرده و مانع هدر رفتن آن شدیم. قائم مقام آموزش و پرورش شهر تهران با اشاره به اینکه وقفنامه این ملک وجود دارد و طبق آن عرصه برای حوزه علمیه مروی است گفت: " علی اصغر یزدانی" رئیس آموزش و پرورش وقت نیز توافق نامه واگذاری مدرسه را در تاریخ 87.10.7 با قبول کلیه شرایط امضا کردند.

قائم مقام آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به این سئوال که چرا در مقابل واگذاری مدرسه مروی سکوت کرده اید و سیاست منفعلانه در پیش گرفتید گفت: سکوت نیست و ضابطه قانونی در حال اجرا است. چه کسی می گوید ما سکوت کرده ایم. این طور نیست ما در حال اجرای قانونیم.

پیش از این نیز "غلامعلی حدادعادل" خواهان بقا و ماندگاری دبیرستان مروی شده بود.

این مقام مسئول در پاسخ به این سئوال که چرا در ازای این مدرسه فضای دیگری را در اختیار حوزه علمیه مروی قرار نمی دهید تا احتیاجات آنها برطرف شده و از سویی این دبیرستان ماندگار شود گفت: ما فضای دیگری را نداریم تا در اختیارشان بگذاریم.

حامدی این سئوال را که پس مدرسه جدید را چگونه پیدا کرده و خریدید پاسخ نداد.

قائم مقام آموزش و پرورش شهر تهران با اشاره به 4 بند موجود در این ضابطه قانونی گفت: رئیس آموزش و پرورش وقت عنوان کرده که "چون ساختمان دبیرستان مروی با هزینه دولت ساخته شده است، این دبیرستان با توافق رئیس جمهوری به حوزه علمیه مروی تحویل داده شود."

این نحوه واگذاری دبیرستان توسط رئیس آموزش و پرورش وقت بدان معنی است که وی نه تنها دفاعی از ابقای این مدرسه نکرده است، بلکه ساختمان این مدرسه را نیز به پیشنهاد خود به موقوفه مروی تحویل داده است.

حامدی ادامه داد: همچنین طبق تقاضای متولی حوزه علمیه مروی برای احقاق حقوق تضییع شده ساختمان ساخته شده توسط دولت، مبلغی به آموزش و پرورش پرداخت شد که البته این رقم به صورت هبه بوده و به معنای خرید ساختمان نیست چرا که اگر بهای اجاره این مدت را محاسبه می کردند، رقم بسیار سنگین و بزرگی برای آموزش و پرورش می شد.

قائم مقام آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه آخرین مهلت تخلیه و تحویل دبیرستان 31 خردادماه امسال بوده است گفت: این تاریخ را حوزه علمیه به دلیل رعایت حقوق دانش آموزان انتخاب کرده بود. مدیران و معلمان این مدرسه عنوان می کنند که مسئولان موقوفه مروی به دنبال تخریب مدرسه و تبدیل آن به پاساژ هستند که البته روابط عمومی حوزه علمیه مروی این خبر را تکذیب کرد.

حامدی در ادامه در دفاع از عملکرد مسئولان موقوفه مروی با متهم ساختن مدیر مدرسه و عملکرد بد دبیرستان مروی طی سالهالی گذشته گفت: این دبیرستان که به شکل هئیت امنایی اداره می شود از اولیا به زور پول می گیرد.

این مقام مسئول تصریح کرد: هم اکنون 6 ولی دانش آموز از مدیر این مدرسه بابت دریافت 700 تا یک میلیون شهریه شکایت کرده اند که ما در حال بررسی آن در شورای تخلفات اداری هستیم.

چهارشنبه هفته گذشته جمعی از مشاهیر علمی و فرهنگی و چهره های ماندگار با ارسال نامه ای به رئیس جمهور خواستار لغو واگذاری دبیرستان ماندگار مروی شدند.

در ابتدای این نامه که به امضای کسانی چون پرفسور حمید مولانا مشاور عالی رئیس جمهور، پرفسور ماحوزی، دکتر بطائی رئیس دانشگاه خواجه نصیر، دکتر بروجردی داماد امام، دکتر مرندی وزیر سابق بهداشت و ... رسیده است آمده است: "دبیرستان مروی واقع در خیابان ناصرخسرو مقابل شمس العماره و ابتدای کوچه مروی دارای بیش از نیم قرن سابقه آموزشی و تربیتی است و قبل از آن نیز به عنوان دانشسرا و دانشکده فنی مورد استفاده قرار گرفته که اگر این دوره زمانی را هم به آن اضافه کنیم ، حدود یک قرن را شامل می شود."

قائم مقام آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به این سئوال که چگونه رئیس آموزش و پرورش شهر تهران از سویی مدرسه را ماندگار می کرد و از طرف دیگر زیر توافقنامه تحویل آن را امضا می کرد گفت: اتفاقا ایشان کار درستی انجام دادند. چون وقتی دیدند متولیان مروی به دنبال پس گرفتن دبیرستان را هستند، به شکل صوری دست به این اقدام زدند تا به نوعی مانع جریان شوند.

حامدی در پایان گفت: دانش آموزان پایه اول و دوم دبیرستان مروی در دبیرستان البرز ثبت نام شده اند و پایه سوم آن را نیز در بهترین مدارس منطقه نام نویسی کردیم.

دبیرستان مروی بیش از صد شهید دانش آموز و معلم دارد که نام شهیدانی همچون شهید فکوری فرمانده نیروی هوایی و وزیر دفاع، باقری افشردی فرمانده نیروی زمینی سپاه، دکتر فیاض بخش وزیر بهداشت، حاج مهدی عراقی یار دیرین امام خمینی(ره)، سلیمی جهرمی دبیر کل سازمان امور اداری و استخدامی کشور، شهید حجت الاسلام والمسلمین مهدی شاه آبادی و ... در بین آنها دیده می شود.

 


در همین رابطه چرایی واگذاری مدارس به حوزه های علميه را در اینجا بخوانید .

چرایی واگذاری مدارس به حوزه های علمیه

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/04/31 ساعت |

برای پسرم که امروز بی گناه سیلی خورد

این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود  برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب  برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .

 از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .

و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.

پسرم

 به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن  به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن  فقط  به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .

                                                عبدالجبار کاکایی

 

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/04/20 ساعت |

اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر

اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر

مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترک تمام مردان و ملت ها اعلام می کند تا همه ی افراد و تمام نهادهای جامعه این اعلامیه را همواره در نظر داشته باشند و بکوشند که به یاری آموزش و پرورش ، رعایت این حقوق و آزادی ها را گسترش دهند و با تدبیر فزاینده ی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای جهانی و موثر، آن ها را چه در میان مردمان کشور های عضو و چه در میان مردم سرزمین هایی که در قلمرو  آن ها هستند ،تامین کنند.

ديباچه

از آن جا كه شناسايی حيثيت و كرامت ذاتی تمام اعضای خانواده‌ی بشری و حقوق برابر و سلب ناپذير آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح در جهان است،

از آن جا كه ناديده گرفتن و تحقير حقوق بشر به اقدامات وحشيانه‌ای انجاميده كه وجدان بشر را برآشفته‌اند و پيدايش جهانی كه در آن افراد بشر در بيان و عقيده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترين آرزوی بشر اعلا م شده است ،

از آن جا كه ضروری است كه از حقوق بشر با حاكميت قانون حمايت شود تا انسان به عنوان آخرين چاره به طغيان بر ضد بيداد و ستم مجبور نگردد،

از آن جا كه گسترش روابط دوستانه ميان ملت‌ها بايد تشويق شود،

از آن جا كه مردمان ملل متحد، ايمان خود را به حقوق اساسی بشر و حيثيت و كرامت و ارزش فرد انسان و برابری حقوق مردان و زنان ، دوباره در منشور ملل متحد اعلا م و عزم خود را جزم كرده‌اند كه به پيشرفت اجتماعی ياری رسانند و بهترين اوضاع زندگی را در پرتو آزادی فزاينده به وجود آورند،

از آن جا كه دولت‌های عضو متحد شده‌اند كه رعايت جهانی و موثر حقوق بشر و آزادی‌های اساسی را با همكاری سازمان ملل متحد تضمين كنند،

از آن جا كه برداشت مشترك در مورد اين حقوق و آزادی‌ها برای اجرای كامل اين تعهد كمال اهميت را دارد،

مجمع عمومی اين اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر را آرمان مشترك تمام مردمان و ملت‌ها اعلام می‌كند تا همه‌ی افراد و تمام نهادهای جامعه اين اعلاميه را همواره در نظر داشته باشند و بكوشند كه به ياری آموزش و پرورش ، رعايت اين حقوق و آزادی‌ها را گسترش دهند و با تدابير فزاينده‌ی ملی و بين المللی ، شناسايی و اجرای جهانی و موثر آن‌هارا چه در ميان مردمان كشورهای عضو و چه در ميان مردم سرزمين‌هايی كه در قلمرو آن‌ها هستند، تامين كنند.

ماده‌ی ١

تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند. همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتاد كنند.

ماده‌ی ٢

هر كس می‌تواند بی هيچ گونه تمايزی ، به ويژه از حيث نژاد، رنگ، جنس ، زبان ، دين ، عقيده‌ی سياسی يا هر عقيده‌ی ديگر، و همچنين منشا ملی يا اجتماعی ،ثروت ، ولادت يا هر وضعيت ديگر، از تمام حقوق و همه‌ی آزادی‌های ذكرشده در اين اعلاميه بهره مند گردد.

به علاوه نبايد هيچ تبعيضی به عمل آيد كه مبتنی بر وضع سياسی ، قضايی يا بين المللی كشور يا سرزمينی باشد كه شخص به آن تعلق دارد، خواه اين كشور يا سرزمين مستقل ، تحت قيمومت يا غير خودمختار باشد، يا حاكميت آن به شكلی محدود شده باشد.

ماده‌ی ٣

هر فردی حق زندگی ، آزادی و امنيت شخصی دارد.

ماده‌ی ٤

هيچ كس را نبايد در بردگی يا بندگی نگاه داشت. بردگی و دادوستد بردگان به هر شكلی كه باشد، ممنوع است.

ماده‌ی ٥

هيچ كس نبايد شكنجه شود يا تحت مجازات يا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی يا تحقيرآميز قرار گيرد.

ماده‌ی ٦

هر كس حق دارد كه شخصيت حقوقی اش در همه جا به رسميت شناخته شود.

ماده‌ی ٧

همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بی هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی كه ناق´ اعلا ميه‌ی حاضر باشد، و بر ضد هر تحريكی كه برای چنين تبعيضی به عمل آيد، از حمايت يكسان قانون بهره مند گردند.

ماده‌ی ٨

در برابر اعمالی كه به حقوق اساسی فرد تجاوز كنند ـ حقوقی كه قانون اساسی يا قوانين ديگر برای او به رسميت شناخته است ـ هر شخصی حق مراجعه‌ی موثربه دادگاه‌های ملی صالح را دارد.

ماده‌ی ٩

هيچ كس را نبايد خودسرانه توقيف ، حبس يا تبعيد كرد.

ماده‌ی ١٠

هر شخص با مساوات كامل حق دارد كه دعوايش در دادگاهی مستقل و بی طرف ، منصفانه و علنی رسيدگی شود و چنين دادگاهی در باره‌ی حقوق و الزامات وی ،يا هر اتهام جزايی كه به او زده شده باشد، تصميم بگيرد.

ماده‌ی ١١

(١) هر شخصی كه به بزهكاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی كه در جريان محاكمه ای علنی كه در آن تمام تضمين‌های لازم برای دفاع او تامين شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

(٢) هيچ كس برای انجام دادن يا انجام ندادن عملی كه در موقع ارتكاب آن ، به موجب حقوق ملی يا بين المللی جرم شناخته نمی‌شده است ، محكوم نخواهد شد. همچنين هيچ مجازاتی شديدتر از مجازاتی كه در موقع ارتكاب جرم به آن تعلق می‌گرفت ، درباره‌ی كسی اعمال نخواهد شد.

ماده‌ی ١٢

نبايد در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامت گاه يا مكاتبات هيچ كس مداخله‌های خودسرانه صورت گيرد يا به شرافت و آبرو و شهرت كسی حمله شود. در برابر چنين مداخله‌ها و حمله‌هايی ، برخورداری از حمايت قانون حق هر شخصی است.

ماده‌ی ١٣

(١) هر شخصی حق دارد در داخل هر كشور آزادانه رفت وآمد كند و اقامتگاه خود را برگزيند.

(٢) هر شخصی حق دارد هر كشوری ، از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشورخويش بازگردد.

ماده‌ی ١٤

(١) در برابر شكنجه ، تعقيب و آزار، هر شخصی حق درخواست پناهندگی و برخورداری از پناهندگی در كشورهای ديگر را دارد.

(٢) در موردی كه تعقيب واقعا در اثر جرم عمومی و غيرسياسی يا در اثر اعمالی مخالف با هدف‌ها و اصول ملل متحد باشد، نمی‌توان به اين حق استناد كرد.

ماده‌ی ١٥

(١) هر فردی حق دارد كه تابعيتی داشته باشد.

(٢) هيچ كس رانبايد خودسرانه از تابعيت خويش ، يا از حق تغيير تابعيت محروم كرد.

ماده‌ی ١٦

(١) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هيچ محدوديتی از حيث نژاد، مليت ، يا دين با همديگر زناشويی كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويی و هنگام انحلا ل آن ، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

(٢) ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانه‌ی زن و مرد صورت گيرد.

(٣) خانواده ركن طبيعی و اساسی جامعه است و بايد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده‌ی ١٧

(١) هر شخصی به تنهايی يا به صورت جمعی حق مالكيت دارد.

(٢) هيچ كس را نبايد خودسرانه از حق مالكيت محروم كرد.

ماده‌ی ١٨

هر شخصی حق دارد از آزادی انديشه ، وجدان و دين بهره مند شود. اين حق مستلزم آزادی تغيير دين يا اعتقاد و همچنين آزادی اظهار دين يا اعتقاد، در قالب آموزش دينی ، عبادت‌ها و اجرای آيين‌ها و مراسم دينی به تنهايی يا به صورت جمعی ، به طور خصوصی يا عمومی است.

ماده‌ی ١٩

هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است كه كسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در كسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افكار، به تمام وسايل ممكن بيان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.

ماده‌ی ٢٠

(١) هر شخصی حق دارد از آزادی تشكيل اجتماعات ، مجامع و انجمن‌های مسالمت آميز بهره مند گردد.

(٢) هيچ كس را نبايد به شركت در هيچ اجتماعی مجبور كرد.

ماده ٢١

(١) هر شخصی حق دارد كه در اداره‌ی امور عمومی كشور خود، مستقيما يا به وساطت نمايندگانی كه آزادانه انتخاب شده باشند، شركت جويد.

(٢) هر شخصی حق دارد با شرايط برابر به مشاغل عمومی كشور خود دست يابد.

(٣) اراده‌ی مردم ، اساس قدرت حكومت است. اين اراده بايد در انتخاباتی سالم ابراز شود كه به طور ادواری صورت می‌پذيرد. انتخابات بايد عمومی ، با رعايت مساوات و با رای مخفی يا به طريقه ای مشابه برگزار شود كه آزادی رای را تامين كند.

ماده‌ی ٢٢

هر شخصی به عنوان عضو جامعه حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است به ياری مساعی ملی و همكاری بين المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ضروری برای حفظ حيثيت و كرامت و رشد آزادانه‌ی شخصيت خودرا، با توجه به تشكيلا ت و منابع هر كشور، به دست آورد.

ماده ٢٣

(١) هر شخصی حق دارد كار كند، كار خود را آزادانه برگزيند، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای كار خواستار باشد و در برابر بی كاری حمايت شود.

(٢) همه حق دارند كه بی هيچ تبعيضی ، در مقابل كار مساوی ، مزد مساوی بگيرند.

(٣) هركسی كه كار می‌كند حق دارد مزد منصفانه و رضايت بخشی دريافت دارد كه زندگی او و خانواده اش را موافق حيثيت و كرامت انسانی تامين كند و در صورت لزوم با ديگر وسايل حمايت اجتماعی كامل شود.

(٤) هر شخصی حق دارد كه برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشكيل دهد و يا به اتحاديه‌های موجود بپيوندد.

ماده‌ی ٢٤

هر شخی حق استراحت ، فراغت و تفريح دارد و به ويژه بايد از محدوديت معقول ساعات كار و مرخصی‌ها و تعطيلا ت ادواری با دريافت حقوق بهره مند شود.

ماده‌ی ٢٥

(١) هر شخصی حق دارد كه از سطح زندگی مناسب برای تامين سلامتی و رفاه خود و خانواده اش ، به ويژه از حيث خوراك ، پوشاك ، مسكن ، مراقبت‌های پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری برخوردار شود. همچنين حق دارد كه در مواقع بی كاری ، بيماری ، نقص عضو، بيوگی ، پيری يا در تمام موارد ديگری كه به عللی مستقل از اراده‌ی خويش وسايل امرار معاشش را از دست داده باشد، از تامين اجتماعی بهره مند گردد.

(٢) مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت ويژه برخوردار شوند. همه‌ی كودكان ، اعم از آن كه در پی ازدواج يا بی ازدواج زاده شده باشند، حق دارند كه از حمايت اجتماعی يكسان بهره مند گردند.

ماده‌ی ٢٦

(١) هر شخصی حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش ، و دست كم آموزش ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. آموزش ابتدايی اجباری است. آموزش فنی و حرفه ای بايد همگانی شود و دست يابی به آموزش عالی بايد با تساوی كامل برای همه امكان پذير باشد تا هركس بتواند بنا به استعداد خود از آن بهره مند گردد.

(٢) هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايی همه جانبه‌ی شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر وآزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم ، دگرپذيری و دوستی ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی يا دينی و نيز به گسترش فعاليت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح ياری رساند.

(٣) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند.

ماده‌ی ٢٧

(١) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهيم و شريك گردد و از هنرها و به ويژه از پيشرفت علمی و فوايد آن بهره مند شود.

(٢) هركس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمی ، ادبی يا هنری خود برخوردار گردد.

ماده‌ی ٢٨

هر شخصی حق دارد خواستار برقراری نظمی در عرصه‌ی اجتماعی و بين المللی باشد كه حقوق و آزادی‌های ذكرشده در اين اعلا ميه را به تمامی تامين و عملی سازد.

ماده‌ی ٢٩

(١) هر فردی فقط در برابر آن جامعه ای وظايفی برعهده دارد كه رشد آزادانه و همه جانبه‌ی او را ممكن می‌سازد.

(٢) هركس در اعمال حقوق و بهره گيری از آزادی‌های خود فقط تابع محدوديت‌هايی قانونی است كه صرفا برای شناسايی و مراعات حقوق و آزادی‌های ديگران و برای رعايت مقتضيات عادلانه‌ی اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در جامعه ای دموكراتيك وضع شده اند.

(٣) اين حقوق و آزادی‌ها در هيچ موردی نبايد بر خلاف هدف‌ها و اصول ملل متحد اعمال شوند.

ماده‌ی ٣٠

هيچيك از مقررات اعلاميه‌ی حاضر نبايد چنان تفسير شود كه برای هيچ دولت ، جمعيت يا فردی متضمن حقی باشد كه به موجب آن برای از بين بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در اين اعلاميه فعاليتی انجام دهد يا به عملی دست بزند.

 

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/04/16 ساعت |

خر گیری

آن یکی در خانه‌ای در می‌گریخت                                     زرد رو و لب کبود و رنگ ریخت

صاحب خانه بگفتش خیر هست                                       که همی لرزد ترا چون پیر دست

واقعه چونست چون بگریختی                                         رنگ رخساره چنین چون ریختی

گفت بهر سخره‌ی شاه حرون                                         خر همی‌گیرند امروز از برون

گفت می‌گیرند کو خر جان عم                                         چون نه‌ای خر رو ترا زین چیست غم

گفت بس جدند و گرم اندر گرفت                                      گر خرم گیرند هم نبود شگفت

بهر خرگیری بر آوردند دست                                           جدجد تمییز هم برخاستست

چونک بی‌تمییزیان‌مان سرورند                                        صاحب خر را به جای خر برند

نیست شاه شهر ما بیهوده گیر                                      هست تمییزش سمیعست و بصیر

آدمی باش و ز خرگیران مترس                                      خر نه‌ای ای عیسی دوران مترس

چرخ چارم هم ز نور تو پرست                                        حاش لله که مقامت آخرست

تو ز چرخ و اختران هم برتری                                         گرچه بهر مصلحت در آخری

میر آخر دیگر و خر دیگرست                                          نه هر آنک اندر آخر شد خرست

چه در افتادیم در دنبال خر                                             از گلستان گوی و از گلهای تر

از انار و از ترنج و شاخ سیب                                          وز شراب و شاهدان بی‌حساب

یا از آن دریا که موجش گوهرست                                   گوهرش گوینده و بیناورست

یا از آن مرغان که گل‌چین می‌کنند                                 بیضه‌ها زرین و سیمین می‌کنند

یا از آن بازان که کبکان پرورند                                        هم نگون اشکم هم استان می‌پرند

نردبانهاییست پنهان در جهان                                         پایه پایه تا عنان آسمان

هر گره را نردبانی دیگرست                                          هر روش را آسمانی دیگرست

هر یکی از حال دیگر بی‌خبر                                         ملک با پهنا و بی‌پایان و سر

این در آن حیران که او از چیست خوش                        وآن درین خیره که حیرت چیستش

صحن ارض الله واسع آمده                                          هر درختی از زمینی سر زده

بر درختان شکر گویان برگ و شاخ                                 که زهی ملک و زهی عرصه‌ی فراخ

بلبلان گرد شکوفه‌ی پر گره                                          که از آنچ می‌خوری ما را بده

این سخن پایان ندارد کن رجوع                                     سوی آن روباه و شیر و سقم و جوع

 

                                                                                      دفتر پنجم مثنوی(مولانا)

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ع.ب "صریر" در 88/04/05 ساعت |