![]() وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ و حق را به باطل درنياميزيد، و حقيقت را- با آنكه خود مىدانيد- كتمان نكنيد. سوره : بقرة آیه : 42
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 آبان 1385 جستجو
پیوندها
بنیاد ایران شناسی
شورای گسترش زبان فارسی سازمان آموزش و پرورش فرهنگستان زبان و ادب پارسی لوح(ادبی) سید ابراهیم نبوی گل آقا احمد شاملو انجمن قلم ایران پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران لغت نامه دهخدا روز شمار تاریخ ایران سازمان میراث فرهنگی کشور تاریخ ادبیات کودکان کانون ادبیات ایران کجاست همنفسی ... اداره کل امور اداری بانک اطلاعات ایرانیان هفتان :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
سپاس معلم(اخبار سبز ایران)
سایت نوروز تابناک خبرگزاری آینده اعلمی بنیاد باران خبرگزاری نو اندیش خبرگزاری فارس فیلتر شکن کانون صنفی معلمان ایران کانون صنفی معلمان تهران خاتمی خبر گزاری ایلنا روزنامه ی اعتماد خبرگزاری آفتاب تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
صریر
نظام هماهنگ
نومید دلیر باشد و چیره زبان ای دوست چنان مکن که نومید شوم سخن اول نظام هماهنگ. نظام هماهنگ پرداخت قانونی است مبنی بر همانند سازی و هم ترازی در پرداخت عادلانه تر حقوق کارمندان دولت که در دوره ی ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و وزارت آقای نجفی کلید خورد . اکنون پس از گذشت 19 سال اجرای این قانون در آستانه ی بازنشستگی است . اما چرا این قانون به معنای واقعی اجرا نشده و یا نخواهد شد ؟ شاید ساده ترین و درعین حال پیچیده ترین پاسخ این پرسش دلایل اقتصادی و بودجه باشد . اگر اقتصاد شرط اجرا نشدن این قانون است چرا دولت در برنامه ی بودجه خود هزینه و بودجه لازم را لحاظنکرده.دولت هایی که خود مدعی ریشه کنی چپرنشینی وفراهم آوردن امکانات برایدورافتاده ترین روستاها هستند.چگونه است که این مشکل را نادیده می انگارند و به سادگی ازکنار آن می گذرند. دراین میان چگونه می توان واژه ی خدمت گذاری را صفتی مناسب برای دولت قرداد.آیا نمی توان با قسمتی از بودجه های کلان که گاهاً صرف سیاست های نادرست در قالب کمک به مردم پاکستان ،افغانستان ،عراق و... می شود مشکل بودجه ی اختصاصی به این قانون را مرتفع کرد؟ آیا این سئوال هم سیاسی است؟ آیا نمی توان با پول های کلانی که سالانه در کشور جابه جا می شود قسمتی ازاین مشکل را حل کرد ؟ باید از دولت پرسید شما که توان حل مشکل یک میلیون معلم را ندارید چگونه می توانید مشکل هفتاد میلیون ایرانی را حل کنید و ادعای حل بحران اقتصادی جهان را داشته باشید.؟ در نتیجه مشکل عدم اجرای نظام هماهنگ در بودجه نیست ، بلکه این مسأله می تواند سیاسی باشد.به یاد دارید که مجلس ششم به دلیل رویکرد سیاسی خود در اواخر عمر خود به بررسی نظام هماهنگ پرداخت که این امر محقق نشد .در پایان عمر دولت کنونی هم اجرای آن به تعویق افتاد و یا باید می افتاد.اما چرا ؟ به تعویق افتادن نظام پرداخت هماهنگ می تواند یک حربه ی انتخاباتی باشد به گونه ای که اجرای کامل آن منوط به ماندگاری دولت کنونی به سرکار یا تشکیل دولت دهم است .علی رغم ابلاغ مجلس، چرا دولت از اجرای آن سرباز می زند وسؤال اینجانب که به این تخلف آشکار دولت چه کسی رسیدگی خواهد کرد؟ با توجه به نگاه سیاسی دولت هرگونه اعتراض و انتقاد و حرکت صنفی از سوی معلمان سیاسی تلقی می شود و از آن جلو گیری می شود . دولتی که خود معلمان را وارد این بازی کرده است آنان را محکوم به سیاسی کاری می کند . پرسش اینجاست که اگر این قانون اجرا میشد باز معلمان دست به اعتصاب و تحصن می زدند؟ پاسخ روشن است بنابراین وارد کردن معلمان به این ماجرا دولت عمده ترین سهم را داشته است . زمانی که معلمان در دادگاه انقلاب محاکمه می شوند،چه نهادی باید به تخلف آشکار دولت رسیدگی کند . آنچه امروز بیشتر در بین معلمان عنوان می شود این است که نمی خواهند این قانون اجرا شود در صورتی که در گذشته صحبت از نمی توانند بود . سخن دوم مطالبات یا معوقات . مصالبات و معوقات واژه هایی هستند که هر سال با فرا رسیدن روز معلم تیتر روزنامه ها قرار می گیرد و رسانه ی ملی در بزرگ نمایی آن سهم بسزا دارد . برخی مردم پرداخت مطالبات را افزایش حقوق می دانند و معلمان را محکوم به زیاده خواهی می کنند . در صورتی که مطالبات حقوق پرداخت نشده ی آموزش و پرورش به معلمان است. عامیانه تر آن یعنی ((معلمان کار کرده اند اما دستمزد نگرفته اند )). جالب تر اینکه مسئولین به این واژه ها نیز رحم نمی کنند و پرداختن به موضوع مطالبات از پرسش های اساسی شانه خالی می کنند . این در حالی رخ می دهد که نپرداختن مطالبات و دستمزدها یک تخلف اداری است نه افتخار . در واقع مسئولین باید پاسخگو باشند که چرا دستمزد معلمان را به موقع پرداخت نمی کنند . سخن سوم آینده ی معلمان . آنچه از پس همه ی این دردها آشکار می شود این است که نه مسئولین نه مردم اعتقاد قلبی به تغییر در عرصه ی آموزش و پرورش ندارند . معلمان حتی از دید نزدیک ترین افراد به خود به عنوان یک عنصر بیکار و زیاده خواه تلقی می شوند . در بازی که دولت های گذشته و امروز به راه انداخته اند معلمان قربانی شده اند .گویی دستی در پس این سیاست ها پنهان است که نمی خواهد معلمان پیشرفت کنند . آنها به خوبی می دانند که رشد معلم یعنی آگاهی دانش آموز ،رشد دانش آموز یعنی کشوری پیشرفته و آزاد و چنین کشوری مساوی است با مرگ مافیای قدرت و ثروت . بنابراین راز ماندگاری سایه ها و ماموت های قدرت و ثروت عقب نگه داشتن مراکز فرهنگ و آموزش است و این همان چیزی است که امروز اتفاق می افتد . نگاه به آینده ی معلمان نگاهی کاملاً سیاسی است و اجرای نظام هماهنگ پایان ماجرای معلمان نیست . سخن آخر اینکه همه گروه ها و احزاب سیاسی و صنفی و دانشجویی ، مطبوعات و رسانه ها ،معلمان را تنها گذاشته اند .آنها هیچ گاه نخواستند که دردهای معلمان دیروزی که از آنان خواندن و نوشتن آموختند را بشنوند.معلمان امروز تنها هستند .
علی بهشتی نیا"صریر"
|